تبليغاتX
...::: سنگ صبور غمها :::...

...::: سنگ صبور غمها :::...

عمومی

ببخش ...

 

وقت کسي دلتو شکست اونو ببخش

 

چون حتما کسي پيدا ميشه که دل اونو هم بشکنه.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 20:47  توسط حامد  | 

کاش ...

 

کاش  قلبم  درد تنهایی نداشت

 

 سینه ام هرگز پریشانی نداشت

 

 کاش  برگهای  آخر  تقویم عشق

 

 حرفی از یک روز بارانی نداشت

 

 کاش  می شد  راه سخت  عشق را

 

بی خطر پیمود و قربانی نداشت.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 22:19  توسط حامد  | 

ریشه ...

 

همیشه برای کسی خاک گلدون باش که

 

اگه به آسمونم رسید یادش نره ریشه اش کجاست .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:33  توسط حامد  | 

ابر ...

 

در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منّت خودت رو

 

به شیشه میکوبی ، ابر باش تا منتظر باشن بباری.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:31  توسط حامد  | 

غربت ...

 

 

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ كسي به او كار نمي داد...همه مي گفتند: تو به هيچ دردي نمي خوري... يك شب كه مداد رنگي ها... توي سياهي كاغذ گم شده بودند... مداد سفيد تا صبح كار كرد... ماه كشيد... مهتاب كشيد... و آنقدر ستاره كشيد كه كوچك وكوچك و كوچك تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي...  جاي خالي او... با هيچ رنگي پر نشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:19  توسط حامد  | 

اجبار ...

 

شايد آن روز كه سهراب نوشت‌ :"تا شقايق هست،

زندگي بايد كرد"؛

 خبري از دل پر درد گل ياس نداشت.

 بايد اينجور نوشت : "هر گلي هم باشي، چه شقايق،

چه گل پيچك و ياس،

 زندگي اجباريست .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 20:19  توسط حامد  | 

گریه ...

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 23:7  توسط حامد  | 

سنگ ...

 

فرشته اي از سنگ پرسيد:چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟

سنگ تبسمي کرد و گفت:هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم.

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 0:55  توسط حامد  | 

عاشق ...

 

يادمون باشه هر وقت خواستيم عاشق بشيم

 

عاشق كسي بشيم كه قلب بزرگي داشته باشه

 

تا مجبور نشيم واسه اينكه تو قلب اون جا بگيريم

 

خودمون   رو  كوچيك  كنيم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 22:0  توسط حامد  | 

شاید ...

 

شاید   عکس   کسی   که   دوستش   دارم  را   به   دیوار   بزنم


اما دلم برای کسی تنگ می‏شود که نمی‏توانم عکسش را به دیوار بزنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 22:6  توسط حامد  | 

آسمان ...

 


آسمان برای داشتن ماه دام نمی‏گذارد


آزادی آسمان ماه را پایبند می‏کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 22:2  توسط حامد  | 

آشیانه ...

 

 

کنار آشیانه‏ات آشیانه می‏کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می‏کنم
کسی سوال می‏کند: به‏خاطر چه زنده‏ای
و من برای زندگی تو را بهانه می‏کنم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 15:29  توسط حامد  | 

زندگی ...

 

زندگی آب روان  است  روان  می گذرد

 

هر چه تقدیر من و توست همان می گذرد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 11:5  توسط حامد  | 

چرا ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 9:45  توسط حامد  | 

آرزو دارم که ...

 

آرزو دارم که  دور  از  دیده  بیگانه  امشب  دیده را  دریا  کنم  خود  بر لب  دریا  بگریم

 

 آرزو دارم که  امشب   مثل   طفلی   نا شکیبا   از غم  بی  همزبانی  با دلی شیدا بگریم

 

آرزو دارم که  همچون  کودکی  گم کرده  مادر  بر  سر  هر  رهگذر  پیدا و ناپیدا  بگریم

 

آرزو دارم که امشب را سحر در  پی نباشد تا  سیه پوش ازغمش دراین شب یلدا  بگریم

 

آرزو دارم که  دل در  سینه ام  آتش  بگیرد  دل بسوزد من زسوز دل به صد غوغا بگریم

 

آرزو دارم که  در  صحرای  حسرت همچو  مجنون در دل  تاریک  شبها از غم لیلا بگریم

 

 آرزو دارم که ......

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 9:20  توسط حامد  | 

کنج دل ...

در كنج  دلم  عشق كسي  خانه ندارد

كس جاي در اين كلبه ويرانه ندارد

دل را به كف هر كه نهم باز پس ارد

كس  تاب نگهداري   ديوانه  ندارد

دربزم جهان جز دل حسرتكش ما نيست

آن شمع كه  ميسوزد و  پروانه ندارد

گفتم مه من از چه  تو در دام نيفتي

گفتا چه كنم  دام  شما  دانه ندارد

اي آه مكش  زحمت  بيهوده  كه تاثير

راهي   به   حريم   جانانه  ندارد

در  انجمن  عقل فروشان  ننهم  پاي

ديوانه  سر  صحبت  فرزانه  ندارد

تا چند  كني  قصه  اسكندر  و دارا

ده روزه عمر اين همه افسانه ندارد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 10:33  توسط حامد  | 

واژه ...

به دنبال واژه ای میگردم! تا قلمم راسیراب کنم واین آخرین شاید هم آغازی برای فرداییست که هنوز در راه نیست و کاغذهای مچاله شده ی زباله دان گواه به این راز دارند و این آیینه خسته تر از همیشه زیر غباری از دور تنها تصویر مرا بدونه هیچ واژه ای به سکوت فریاد می زند امروز غبارت را به باد می دهند .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 10:7  توسط حامد  | 

تنهایی...

روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم...... تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست تنهائي را دوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 0:11  توسط حامد  | 

گریه...

بي گمان آن شب كه دنيا آمدم، آسمان هم مثل من افسرده بود

 ماه آذر ، اوج ياس و تيرگي، گل نبود و برگ  هم  پ‍ژمرده  بود

 چشم هاي پر ز اشكم را ببين،شايد آن شب آسمان هم ميگريست

 قلب غمگين هميشه خسته ام ، وارث دلتنگي و افسردگي است

خوب ميدانم كه روز مرگ من ، باز  ابر  آسمان  خواهد  گريست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 0:5  توسط حامد  | 

دل آدما...

 دل ادما مثل جزيره دور افتاده است مهم نيست که چه کسي اونو اول پيدا ميکنه مهم اينه که کسي که اونجا رو پيدا ميکنه هميشه اونجا بمونه و اونجا رو ترک نکنه.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 23:57  توسط حامد  | 

زندگی...

 زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 23:54  توسط حامد  | 

شــب تــار جــدايـــي ...

شــب  تــار جــدايـــي هــواي گــريــه  دارم

 به کجا امشب اي دل از اين غم سر گذارم

 بــه گــلــسـتــان وزيــده نـسـيـــم آشـنــايـي

 دلــم از غـــم گــرفـتـه بــهــار مـن کـجايـي

 شب و روز آتـش غـم کـشـد از دل زبـانه

 مـن و آه سـحـرگـاه، من و اشـک شـبـانه

 چــه شـد آرام جـانـم نـمـي گـيــرد سـراغـم

 کـه از بـرق نـگـاهـش بـرافـروزد چـراغـم

 دگـر ايـن نـالـه هـا را کــســي بـاور نـدارد

 چـه شـد اي دل دعـايــت اثـر ديـگـر نـدارد

  شـب تــار جــدايــي هـواي گـريـه دارم.

          

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 0:58  توسط حامد  | 

ديوار دل ...

بس  که ديوار دلم کوتاه است،

 هر کس از کوچه دلتنکي ما مي گذرد.

 به هواي هوسي هم که شده،

 سرکي مي کشد و مي گذرد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 0:51  توسط حامد  | 

فاصله...

ديريست فاصله هاست بين دستان تو و ويرانه هاي دل من.ميداني چه سهل و  آسان دروازه هاي  نگاهم  به  سنگ دلت بر خورد و چه نوميدانه راهي ديار غربت و فراق شد.  باشد من از تو و دلت گذشتم به خاطر تو  ولي تو از منو و دلم  گذشتي  به خاطر  او .  امروز  ميدانم  که  رفته اي  و  شايد  هيچ گاه باز نخواهي  گشت . ولي  با  تمامي تار  و  پود تنم  فرياد مي زنم  تا  جان در تنم باقيست در وادي غربت و تنهايي و فراق برايت دعا مي کنم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 3:47  توسط حامد  | 

دل...

هیچ وقت به کسی دل نبند چون دنیا اونقدر کوچیکه که دو تا دل کنار هم جا نمیشه ولی اگردل بستی هیچ وقت ازش جدا نشو چون دنیا اونقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 17:30  توسط حامد  | 

غروب ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 2:19  توسط حامد  | 

چشمهایت...

به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند. اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد،با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد،تنها به يك نفر دل ببنديد،و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد. به عشق خود وفادار باشيد، تا پايان راه با عشق باشيد،و ازته دل عشق را دوست داشته باشيد. از تمام وجود عاشق شويد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 15:36  توسط حامد  | 

عشق...

اي نگاهت هميشه باراني راز چشم مرا تو ميداني عشق تنها حضور ساده ي توست. عشق تعبير شاعرانه ي توست. تو مرا مثل عشق باور كن، مثل شعر بلندي از بر كن. عشق اعجازه نگاه من و توست، عشق پژواك صداي  من و توست. در نگاه من وتو فاصله ها بسيار است ، عشق كوتاه ترين راه ميان من و توست. كوچه باغي است نگاه تو. پر از عطرحضور فصل، آن سبز ترين فصل، بهاره من و توست. دفتر شعرمن آماده ي حرقي تازه ست عشق، آن تازه ترين حرف ميان من و توست.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 14:42  توسط حامد  | 

بشنو ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 9:54  توسط حامد  | 

غمی نیست ...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 9:16  توسط حامد  |